راز سخن

شمارهٔ ۱۱۹

جان با لب دوست عشق‌بازی می‌کرد

جان با لب دوست عشق‌بازی می‌کرد
چشمش به کرشمه ترکتازی می‌کرد
زان مردمک دیدهٔ من صوفی وار
سجّاده به خون دل نمازی می‌کرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.