راز سخن

شمارهٔ ۸ - فی الاستیهاب السرج بعد موهبة الفرس

ایا سپهر جنابی که همچو اختچیان

ایا سپهر جنابی که همچو اختچیان
نهد بر ابلق که پیکر تو جوزا زین
چو آفتاب ز خاک درت شرف یابد
بر آستان تو افتد ز طاق خضرا زین
گهی که عزم شبیخون کنی بر انجم چرخ
بسبز خنک فلک بر نه از ثریا زین
ز بهر بنده مخلص چو اسب فرمودی
وزین بتنگ نیاید دلت بفرما زین
پیاده ئیکه ترا رخ نهاد و اسب گرفت
بره نباشد اگر نبود اسب او را زین

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.