راز سخن

شمارهٔ ۳ - فی الشکایة من بعض الاکابر

زهی فرشته صفاتی که چرخ ذات ترا

زهی فرشته صفاتی که چرخ ذات ترا
برای تربیت ملک در جهان بگماشت
کنون که دور زمان با کلاه داری خویش
کلاه گوشه ی قدر تو بر فلک بفراشت
مرا که داعی این دولتم فرو مگذار
چنانکه گردش گیتی ترا فرو نگذاشت
چو از کریم کرم ماند و نکوکاری
خنک کسیکه کرم کرد و تخم نیکی کاشت
گرفتمت که گرفتی همه ممالک شام
چه سود ملکت شامت چو نیست سفره چاشت
بروز دولتم ارزانک زین صفت داری
بروز محنتم آیا چگونه خواهی داشت
مطیع رای تو بادا جهان اگرچه نماند
جهان بآنک جهان را مطیع می پنداشت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.