شمارهٔ ۲۹۷
نرگس مستت فتنه ی مستان
نرگس مستت فتنه ی مستان
تشنه ی لعلت باده پرستان
روی تو ما را لاله و نسرین
کوی تو ما را گلشن و بستان
زلف سیاهت شام غریبان
روی چو ماهت شمع شبستان
در چمن افتد غلغل بلبل
چون تو در آئی سوی گلستان
طلعت زیبا یا قمرست این
لعل شکرخا یا شکرست آن
دست بخونم شسته و از من
هوش دل و دین برده بدستان
باده صافی خرقه صوفی
در کش و بر کش در ده و بستان
پرده بساز ای مطرب مجلس
باده بیار ای ساقی مستان
خواجوی مسکین بر لب شیرین
فتنه چو طوطی بر شکرستان
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.