راز سخن

شمارهٔ ۱۱۹

صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند

صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند
صاحبنظران صوفی صافیش نخوانند
بنگر که مقیمان سراپرده ی وحدت
در دیر مغان همسبق مغبچگانند
رو گوش کن از زمزمه ی ناله ناقوس
آن نکته که ارباب خرد واله از آنند
در حلقه ی رندان خرابات مغان آی
تا یکنفس از خویشتنت باز رهانند
از کعبه چه پرسی خبر اهل حقیقت
کاین طایفه در کوی خرابات مغانند
از مغبچگان می شنوم نکته ی توحید
و ارباب خرد معنی این نکته ندانند
سر حلقه ی رندان خرابات چو خواجوست
زان همچو نگینش همه در حلقه نشانند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.