شمارهٔ ۵ - ایضاً
ایخسرو سرفراز گردون
ایخسرو سرفراز گردون
بر خاک در تو سر نهاده
هر صبح صبوحیان انجم
بر یاد تو نوش کرده باده
این کوکب زرنگار می خیست
از پای تکاورت فتاده
زربخش مرا و اسب و جامه
تا کار دلم شود گشاده
در راه بیکدرم نیرزد
دینار برهنه و پیاده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.