راز سخن

شمارهٔ ۲۶۶

الهی گریخته بودم تو خواندی، ترسیده بودم برخوان نشاندی، ابتدا میترسیدم که مرا بگیری ببلای خویش، اکنون میترسم که مرا بفریبی بعطای خویش

الهی گریخته بودم تو خواندی، ترسیده بودم برخوان نشاندی، ابتدا میترسیدم که مرا بگیری ببلای خویش، اکنون میترسم که مرا بفریبی بعطای خویش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.