راز سخن

شمارهٔ ۲۵۲

الهی این تن کان حسرت است و دل من مایه درد و محنت، می نیارم گفت کاین همه چرا بهره من نه دست رسد مرا بر کان چاره من

الهی این تن کان حسرت است و دل من مایه درد و محنت، می نیارم گفت کاین همه چرا بهره من نه دست رسد مرا بر کان چاره من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.