راز سخن

شمارهٔ ۲۱۲

الهی نصیب این بیچاره از این کار همه درد است، مبارک باد که مرا این همه درد در خورد است بیچاره آن کس که از این درد فرداست، حقا که هر کس بدین دردو ننازد ناجوانمرد است

الهی نصیب این بیچاره از این کار همه درد است، مبارک باد که مرا این همه درد در خورد است بیچاره آن کس که از این درد فرداست، حقا که هر کس بدین دردو ننازد ناجوانمرد است
من گریه به خنده در همی پیوندم
پنهان گریم به آشکارا خندم
ای دوست گمان مبر که من خرسندم
آگاه نه ای که چون نیازمندم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.