راز سخن

شمارهٔ ۱۶۹

الهی مران کسی را که تو خود خواندی، آشکار مکن گناهی را که تو خود پوشیدی، کریما خود برگرفتی و کس نگفت که بردار، اکنون که برگرفتی مگذار و در سایه لطف خود میدار و جز به فضل و رحمت خود مسپار الهی آب عنایت تو به سنگ رسید، سنگ بار گرفت، درخت رویانید درخت میوه بار گرفت چه درختی؟ درختی که بارش همه شادی، مزه اش همه انس و بویش همه آزادی، درختی که ریشه آن در زمین وفا، شاخ آن برای رضا، میوه آن معرفت و صفا، حاصل آن دیدار و لقاء

الهی مران کسی را که تو خود خواندی، آشکار مکن گناهی را که تو خود پوشیدی، کریما خود برگرفتی و کس نگفت که بردار، اکنون که برگرفتی مگذار و در سایه لطف خود میدار و جز به فضل و رحمت خود مسپار الهی آب عنایت تو به سنگ رسید، سنگ بار گرفت، درخت رویانید درخت میوه بار گرفت چه درختی؟ درختی که بارش همه شادی، مزه اش همه انس و بویش همه آزادی، درختی که ریشه آن در زمین وفا، شاخ آن برای رضا، میوه آن معرفت و صفا، حاصل آن دیدار و لقاء

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.