راز سخن

شمارهٔ ۱۳۹

الهی گرفتار آن دردم که تو داروی آنی، بنده آن ثنایم که تو سزاوار آنی، من در تو چه دانم؟ تو دانی، تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی، تو آنی که مصطفی گفت من ثنای تو را نتوانم شمرد آن گونه که توخود بر نفس خویش ثنا گفتی

الهی گرفتار آن دردم که تو داروی آنی، بنده آن ثنایم که تو سزاوار آنی، من در تو چه دانم؟ تو دانی، تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی، تو آنی که مصطفی گفت من ثنای تو را نتوانم شمرد آن گونه که توخود بر نفس خویش ثنا گفتی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.