راز سخن

شمارهٔ ۴۲

الهی همگان در فراق می سوزند و دوستدار در دیدار، چون دوست دیده ورگشت دوستدار را با شکیبائی چه کار؟ الهی با بهشت چه سازم و با حور چه بازم، مرا دیده ده که از هر نظری بهشتی سازم

الهی همگان در فراق می سوزند و دوستدار در دیدار، چون دوست دیده ورگشت دوستدار را با شکیبائی چه کار؟ الهی با بهشت چه سازم و با حور چه بازم، مرا دیده ده که از هر نظری بهشتی سازم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.