راز سخن

شمارهٔ ۵

الهی، ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید تواست و ای کارگذاری که جان بندگان در صدف تقدیر تو است، ای قهاری که کس را بتوحیلت نیست، ای جباری که گردنکشان را با تو روی مقاومت نیست، ای حکیمی که روندگان ترا از بلای تو گریز نیست، ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست آویز نیست، نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم

الهی، ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید تواست و ای کارگذاری که جان بندگان در صدف تقدیر تو است، ای قهاری که کس را بتوحیلت نیست، ای جباری که گردنکشان را با تو روی مقاومت نیست، ای حکیمی که روندگان ترا از بلای تو گریز نیست، ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست آویز نیست، نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.