سخنان پیر طریقت
بخش ۱۱۹
پیر طریقت گوید: از جمال و جلال دوست کسی لذت یابد کش دیده باز است
نارموقده حال جوانمرد حسین حلاج است که گفت هفتاد سال آتش در باطن ما زدند تا آنرا سوخته کردند اکنون سخن انالحق شراره ای بیرون داد و در آن سوخته افتاد و همه را درگرفت و سوخته را شرری بس و گویند این آتش محبت است و زبان حال محبت گوید
آه از حکمی که پیش از من بر من رفته، فغان از گفتاری که خود رائی گفته ندانم که شاد زیم یا آشفته؟ از آن ترسانم که آن قادر در ازل چه گفته؟
وجودی که حدودش به عدم باز شود آن وجود مجاز است نه حقیقت ای مسکین آیت عدم خود از لوح قدم برخوان و رایت نیستی خود در عالم هستی او بزن و در مشاهده شاهد قدم مدهوش شو و از هوش خود بی هوش شو در رکوع و سجود خود را هستی بنه و در وجود جلال حقیقت خرقه وجود مجازی بدر و با او بگوی:
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.