راز سخن

بخش ۱۰۶

پیر طریقت گوید: این شغل در بهشت شغل عامه مؤمنان است اما مقربان مملکت و خاصان حضرت مشاهدت از مطالعه شهود و استغراق وجود یک لحظه هم با نعیم بهشت نپردازند و به زبان حال همیگویند:

پیر طریقت گوید: این شغل در بهشت شغل عامه مؤمنان است اما مقربان مملکت و خاصان حضرت مشاهدت از مطالعه شهود و استغراق وجود یک لحظه هم با نعیم بهشت نپردازند و به زبان حال همیگویند:
روزی که مرا وصل تو در چنگ آید
از حال بهشتیان مرا ننگ آید
خداوندا عظیم شأنی و همیشه مهربانی قدیم احسان و روشن برهانی هم نهانی هم عیانی از دیده نهانی و جانها را عیانی بچیزی مانی تا گویم که چنانی آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی ای جوانمرد اگر چنان است که در جهد و در عمل تقصیرداری در آن کوش که در راستی دوستی و درد شوق مقصر نباشی که صدق محبت تقصیر عمل را جبران کند لیکن توفیر (زیاد کردن) عمل تقصیر محبت را جبران نکند
برخبر همی رفتم جویای یقین خوف مایه و رجاء قرین مقصود از من نهان و من کوشنده دین ناگهان برق تجلی بتافت از کمین آری از گمان و شک چنان بینند و از دوست چنین
از کجا آنروز بازیابم که تو مرا بودی و من نبود؟ تا آنروز نرسم میان آتش و دودم ور به دو گیتی آنروز یابم بر سودم ور بود تو دریابم به نبود خود خشنودم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.