بخش ۴۳
پیر طریقت گوید: او را به طلب نیابند، اما طالب یابدوتاش نیابد طلب نکند و هر چه به طلب یافتنی باشد فرومایه است یافت حق برای بنده پیش از طلب است اما طلب او نخستین پایه است عارف طلب از یافتن یافت نه یافتن از طلب چنانکه بنده فرمانبر و مطیع طاعت را از اخلاص یافت نه اخلاص از طاعت، سبب را از معنی یافت نه معنی از سبب؛ بارخدایا چون یافت تو پیش از طلب و طالب است پس بنده از آنرو در طلب است که بیقراری بر او غالب است و طالب در طلب است در حالیکه مطلوب پیش از طلب حاصل است اینک تو را کاری است بس عجب عجبتر آنکه یافت نقد شد و طلب برنخاست حق دیده ور شد و پرده عزت بجا است
پیر طریقت گوید: او را به طلب نیابند، اما طالب یابدوتاش نیابد طلب نکند و هر چه به طلب یافتنی باشد فرومایه است یافت حق برای بنده پیش از طلب است اما طلب او نخستین پایه است عارف طلب از یافتن یافت نه یافتن از طلب چنانکه بنده فرمانبر و مطیع طاعت را از اخلاص یافت نه اخلاص از طاعت، سبب را از معنی یافت نه معنی از سبب؛ بارخدایا چون یافت تو پیش از طلب و طالب است پس بنده از آنرو در طلب است که بیقراری بر او غالب است و طالب در طلب است در حالیکه مطلوب پیش از طلب حاصل است اینک تو را کاری است بس عجب عجبتر آنکه یافت نقد شد و طلب برنخاست حق دیده ور شد و پرده عزت بجا است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.