راز سخن

شمارهٔ ۳۹

آن دل که تودیدی همه دیگر گون شد

آن دل که تودیدی همه دیگر گون شد
و آن حوض پر آب ماهمه پر خون شد
و آن باغ پر از نعمت چون وارون شد
وآن آب روان ز باغ ما بیرون شد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.