شمارهٔ ۲۱
آسایش صد هزار جان یکدم توست
آسایش صد هزار جان یکدم توست
شادان بود آندل که در آندل غم توست
دانی صنما که روشنائی دو چشم
در دیدن زلف سیه پرخم توست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.