میدان سی و ششم اشفاقست
از میدان رهبت میدان اشفاق زاید. قوله تعالی: «الذین هم من خشیة ربهم مشفقون». و اشفاق ترس دایم است. ابریست نور باران. و این ترس نه پیش دعا حجاب گذارد، و نه پیش فراست بند، و نه پیش امید دیوار، این ترس است گدازنده و کشنده، تا که بشارت «الا تخافوا ولاتحزنوا» نشنود نیارامد. خداوند اشفاق را کرامت مینمایند، و از هم زوال آن ویرا میسوزانند، و نور میافزایند، و فزع تغییر در وی میافگنند. و در غربت ویرا برمیکشند، و عتاب در گوش و دل وی میافگنند. و این ترس عارفانست.
از میدان رهبت میدان اشفاق زاید. قوله تعالی: «الذین هم من خشیة ربهم مشفقون». و اشفاق ترس دایم است. ابریست نور باران. و این ترس نه پیش دعا حجاب گذارد، و نه پیش فراست بند، و نه پیش امید دیوار، این ترس است گدازنده و کشنده، تا که بشارت «الا تخافوا ولاتحزنوا» نشنود نیارامد. خداوند اشفاق را کرامت مینمایند، و از هم زوال آن ویرا میسوزانند، و نور میافزایند، و فزع تغییر در وی میافگنند. و در غربت ویرا برمیکشند، و عتاب در گوش و دل وی میافگنند. و این ترس عارفانست.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.