راز سخن

قطعه شماره ۳۷

بی روی تو رفت طاقت از دل

بی روی تو رفت طاقت از دل
در دست نماند اختیارم
جز شوق وصال روی خوبت
نبود به دل حزین قرارم
از هجر تو جان به لب رسیده
رحمی بنما به حال زارم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.