راز سخن

قطعه شماره ۳۴

یا خیالت را بگو تا رو بگردانَد ز من

یا خیالت را بگو تا رو بگردانَد ز من
چون به بستر آرزوی خواب باشد بی‌توم
یا بیاسایم دمی با وی، فرو میرد مگر
آتش افروخته در استخوان پهلوم
من بدان سانم ز هجر تو که دانستی، ولی
بازگشتی هست مر وصل ترا ای مه روم؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.