راز سخن

غزل شماره ۴۶

عاشق و مست و خراب کیستم؟

عاشق و مست و خراب کیستم؟
بیخود از جام شراب کیستم؟
در مذاق آب حیاتم تلخ شد
تشنه لعل مذاب کیستم؟
نیم بسمل غرقه اندر خون و خاک
صید چشم نیم خواب کیستم؟
در به در مانند قیس عامری
واله شوق جناب کیستم؟
رخت بر بست از دلم صبر و قرار
اینچنین در اضطراب کیستم
ز آتش دل سوختم سر تا به پای
ای دریغا من کباب کیستم؟
خالد اندر رقص و حالت ذره سان
در هوای آفتاب کیستم؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.