راز سخن

شمارهٔ ۲۸۰

ز آل غانم اگرچه نفعی نیست

ز آل غانم اگرچه نفعی نیست
باری آسوده‌اند عالمیان
وای بر عالم ار فکندی حق
کار عالم به دست غانمیان
وقت آن کز نسب نهد خود را
از ملایک نهد نه ز آدمیان
اول از شیر سرخ لاف زند
پس درآید سگ سیه ز میان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.