راز سخن

شمارهٔ ۱۱۳

مبر ای خواجه آب خاقانی

مبر ای خواجه آب خاقانی
که زوال آب عمر تو ببرد
هرکه برگش دهد شکستن دل
بشکند شاخ عمر و بر نخورد
چون به نیکان کسی بد اندازد
بدش افتد چو نیک درنگرد
رگ چشم حیا کسی که برید
رگ جان بقاش اجل ببرد
بر عزیزان کسی که خواری کرد
زود گردد ذلیل و درگذرد
هرکه آرد به روی نیکان بد
هم نتیجهٔ بدیش پی سپرد
نامهٔ مصطفی درد پرویز
جامهٔ جان او پسر بدرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.