غزل شمارهٔ ۷۴
سر و زر کو که منت یارم جست
سر و زر کو که منت یارم جست
فرصت آمدنت یارم جست
بن مویی ز دلم کم نشود
سر موئی ز تنت یارم جست
نه میی از قدحت یارم خواست
نه گلی از چمنت یارم جست
نه من آیم نه توام دانی خواند
نه تو آئی نه منت یارم جست
گم شد از من دل من چون دهنت
نه دلم نه دهنت یارم جست
چون کنم قصه لبت کشت مرا
که قصاص از سخنت یارم جست
هم شوم زنده چو تخم قز اگر
جای در پیرهنت یارم جست
بر تو نظاره هزار انجمن است
از کدام انجمنت یارم جست
من کیم کز شکر و پستهٔ تو
بوس فندقشکنت یارم جست
وطنت در دل خاقانی باد
تا مگر زان وطنت یارم جست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.