راز سخن

شمارهٔ ۸۳

سودای تو دست در گریبانم زد

سودای تو دست در گریبانم زد
اندوه تو چون صاعقه بر جانم زد
تا دست ز هر دو کون کوته نکنم
در کوی زنخدان تو نتوانم زد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.