شمارهٔ ۱۲۸۱
دو چشم مست و دو ابروی طاق واویلی
دو چشم مست و دو ابروی طاق واویلی
کسی ندید چنین صورتی همه معنی
قیامت است به حسن و جمال و خلق شریف
مرا گریز از آن جادوان بود اولی
به چشمهای سیاهش نگر تعجب کن
که حور عین ز بهشت آمده ست در دنیی
چه واجب است به من بر از این سپس که به حق
همه شمایل و اوصاف او کنم انشی
اگر ز سایه ی زلفش خبر شود رضوان
دگر قرار نگیرد به سایه ی طوبی
به صورت تو بتا در بهشت نبود حور
چه جای لعبت چین است و صنعت مانی
امیدوار چنانم که بر مراد دهد
عنان وصل به دستم عنایت مولی
نزاریا نظری عاقلانه کن در کار
به عشق بازی و آشفتگی مکن دعوی
نگفتمت که به پیرانه سر مرو پی دل
سزای خویش ببینی هلا برو آری
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.