راز سخن

شمارهٔ ۱۰۰۱

ای بخت اگر حامی شوی سعیی کنی در کار من

ای بخت اگر حامی شوی سعیی کنی در کار من
باشد که هم یاری کند روزی دلِ نایار من
از جان چه دارم یک رمق وز دل چه گویم یک نفس
آه از دلِ بی جان من وای از دلِ بی‌کارِ من
آری نزاری خوانده‌ای الصبر مفتاح‌الفرج
هم عاقبت سودی کند نالیدنِ اَسحار من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.