شمارهٔ ۷۲۹
بوی بهشت می دمد از جویبار باغ
بوی بهشت می دمد از جویبار باغ
افکند سایه بر سر گل شاخسار باغ
طاووس سدره در طرب آید چو بشنود
آواز بلبل از سر سرو و چنار باغ
آب حیات و حله فردوس حاصل است
اینک نگاه کن به میان و کنار باغ
حوضش چو کوثر است و گل و سبزه چون حُلل
اینک بهشت نقد ببین در جوار باغ
اموات را به رایحه احیا همی کند
چون ساغر طهور می خوشگوار باغ
بر سبزه بین که چون گل بادام می کند
پیرانه سر به روز جوانی نثار باغ
می زیبد ار ز عالم بالا کند نصیب
رضوان خلد را که بود استوار باغ
زاهد اگرچه صایمِ دهر ست و متّقی
نبود حلال خواره چو مرسوم خوار باغ
انگور مریم است به معنی و می مسیح
رز پرورنده کیست دگر حق گزار باغ
پیرست باغبان و نزاری مرید او
ما هر دو لایقیم به تکلیفِ کار باغ
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.