شمارهٔ ۲۲۶
عشق پیدا از نهان لایقترست
عشق پیدا از نهان لایقترست
زآن که تحقیق از گمان لایقترست
زن بود با رنگ و بوی ای بُل هوس
مرد بینام و نشان لایقترست
عاقلان با عاقلان، دیوانه را
صحبت دیوانگان لایقترست
پادشاهی کار هر بیچاره نیست
روستایی پاسبان لایقترست
سر نمیمالیم در بالین یار
روی ما بر آستان لایقترست
عاقلان دیوانه میخوانندمان
خود نزاری را چنان لایقترست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.