راز سخن

شمارهٔ ۸۸

به وعده مده بیش از اینم فریب

به وعده مده بیش از اینم فریب
که نازک دلان را نباشد شکیب
تو را هر چه می بینم از خوی تو
نمی بینم الّا ستیز و عتیب
جفا بر اسیران بی دل کنند
ولیکن هم آخر به حد و حسیب
اگر دل به دل می رود باک نیست
میان دو یک دل نباشد حجیب
به پای طلب در بیابان عشق
محلی ندارد فراز و نشیب
عنان چون بدادی نزاری ز دست
مگر پای داری کنی چون رکیب
به تسلیم در قلزم عشق رو
مدار از نهنگ ملامت نهیب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.