راز سخن

شمارهٔ ۱۸۲

الا یا جنة لم یحن جانی

الا یا جنة لم یحن جانی
نه تنها جان من جان جهانی
ز شوق لعلت ای سرو چمانم
یغیص العین دمعا کالجمانی
عجایب بین رخش خلد جنانست
و نیران تلظی فی جنانی
بده کامم که یابی عیش فیروز
بانجاح المقاصد والامانی
سحرگاهان برغم چرخ کجرو
کر عناالکاس من صفو الدنانی
نسیمی آید از کوئی تو گوئی
شمیم فاح من روض الجنانی
عجب نبود که با اشعار اسرار
غوانی الخلد غنت بالاغانی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.