راز سخن

شمارهٔ ۱۶۷

الاقد صاد عقلی بالدلالی

الاقد صاد عقلی بالدلالی
‌‌ بتی شیرین‌کلامی خردسالی
ظریفی مهوشی آشوب شهری
‌‌ ملیح ذوالمحاسن و المعالی
هوالسفاح سفاک الدمائی
‌‌ هوالفتان فتاک الوصالی
شفاهک قد تروی کالشقایق
‌‌ و صدغک قد تلوی کالحبالی
به رویت غازه با خون شهیدی است
‌‌ ثغورک ام اقاح ام لالی
نصیبی من وصالک نیل طیف
‌‌ سلوی عن جمالک بالخیالی
مرا هرگز به خاطر نگذرانی
‌‌ و غیرک قط لم بخطر ببالی
تو گشتی شمع بزم‌افروز اغیار
‌‌ و انی بت فی وهم اللیالی
گر او برکند بنیادم مبیناد
‌‌ بنای حسنش آسیب زوالی
بود روز من و مویش شب تار
حواجبه و شخصی کالهلالی
ز هجرت دوست جانم سوخت اسرار
بحد رق اعدالی لحالی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.