راز سخن

شمارهٔ ۱۰۹

کم اسی صیاد فی جوالقفص

کم اسی صیاد فی جوالقفص
قل لنا حتی متی تحسوالقصص
روی آزادی ندیده دیده‌ام
کیف قید منه صید ما خلص
موزیم او ندی ماذا بدا
بدرتم لوافساما ذانقصص
قال ابذل مهجتها نظرة
ایها المستام بشری ارتخص
دفتر دانش به بحر عین شوی
فیه صفر کف جهرلم بغص
دع اساطیرا مسامیر الصماخ
عشق کو عشق آن بود احسن قصص
گام در میدان نه و گویی بزن
انتهر یا فارس القلب الفرص
ای زده پر اندر این آب و هوا
اصح فالا شراک نصیب للقبص
دیدهٔ اسرار مپسند هر جمیل
جملة من عکس ذی الحسنا حصص

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.