راز سخن

شمارهٔ ۸۹

گل رنگ نگار ما ندارد

گل رنگ نگار ما ندارد
بوی خوش یار ما ندارد
زیباست چمن ولی صفائی
بی لاله عذار ما ندارد
در در صدف نگوئی این بحر
چون دُر کنار ما ندارد
نغز است ربیع و لیک آنی
چون تازه بهار ما ندارد
گل سر بکمند او نهاده
او میل شکار ما ندارد
عمری است که از برش پیامی
پیکی بدیار ما ندارد
اسرار ز دست شد دل و یار
فکر دل زار ما ندارد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.