شمارهٔ ۶۵
ای نقش چکل چو گل محدث
ای نقش چکل چو گل محدث
لم تحلف ان تفی و تحنث
از هجر رخ تو تلخکامم
عن منطق المنی تحدث
تنیت لی الشباب عمری
لوفزت بشعرک المثلث
ای آنکه قیامتی ز قامت
من هجرک کم اموت ابعث
عاید به تو است هر ضمیری
ان ذکر لهجنا وانث
هرچند مقصریم رحم آر
حتی تم علی الفراق امکث
هنگام تفرج است برخیز
الریح مع الغصون یعبث
پیمانشکن است یار اسرار
بالوصل معاهد و نیکث
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.