راز سخن

بخش۱۱

سوی مزار تو می ایم

سوی مزار تو می ایم
ای شهید جوان
عزیز گشته من
مهربانترین یاران
مزار تو چه غریبانه بود
در برهوت
تو و سکوت ؟
من از این سکوت تو مبهوت
شهید بی کفن افسانه را مکرر کرد
حماسه بود
نه افسانه شبانه خواب
گلی که پنجه بیرحم باد پرپر کرد
غمین و سر به گریبان
شکسته دل مغموم
من از مزار تو می ایم
ای غریب شهید
من از مزار تو می ایم
ای من مظلوم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.