راز سخن

شمارهٔ ۲۳۱

گر عشق ازل بدرقه راه نبودی

گر عشق ازل بدرقه راه نبودی
جانم ز حریم حرم آگاه نبودی
گر طالب حق دامن پیری نگرفتی
شایسته درگاه شهنشاه نبودی
گر طور ز موسی نبدی از اثر عشق
سر مست تجلی رخ شاه نبودی
گر کعبه ز احمد نشدی صاحب تشریف
تا حشر سزاوار چنین جاه نبودی
گر شاه خلایق نشدی جلوه گر حسن
چندین تتق و خیمه و خرگاه نبودی
منصور ز جانبازی خود شوق نکردی
گر جذب نهانیش ز درگاه نبودی
گر جان حسین از غم فرقت نشدی ریش
هر دم جگرش سوخته از آه نبودی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.