شمارهٔ ۱۷۳
ما جگرسوختگان با غم دلدار خوشیم
ما جگرسوختگان با غم دلدار خوشیم
سینه مجروح ولی با الم یار خوشیم
ای حکیم از پی آزادی ما رنجه مشو
زانکه در داغ غم عشق گرفتار خوشیم
در علاج دل بیچاره ما رنج مبر
که چو چشم خوش او خسته و بیمار خوشیم
ما که سودا زدگان سر بازار غمیم
سود و سرمایه اگر رفت ببازار خوشیم
دیگران گر بتماشای جمال تو خوشند
ما شب و روز بیک وعده دیدار خوشیم
آتش افروز و بغم سوز و بزخمی بنواز
که جگر خسته و دل سوخته و زار خوشیم
عندلیبان دل آشفته گلزار توئیم
بامید گل اگر زخم زند خار خوشیم
کی ز آزار تو بیزار شود جان حسین
زخم چون از تو رسد با همه آزار خوشیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.