راز سخن

شمارهٔ ۲۰

به صدر صفحهٔ دولت کجا رسد اصحاب

به صدر صفحهٔ دولت کجا رسد اصحاب
اگر دری نگشاید مُفَتِّحُ الْاَبواب
عزیزِ من به ادب باش تا صفا یابی
از آنکه هست تصوّف به جملگی آداب
زدند قافلهٔ راه عشق کوس سفر
اگر نه مرده دلی دیده‌ها بمال از خواب
به هرزه عمر گرانمایه را ز دست مده
دو روزه عمر که باقی است قدر آن دریاب
اگر سعادت دیدار دوست می‌جویی
ز آستانهٔ اصحاب درد روی متاب
اگر مشاهده خواهی ز خویشتن بگذر
که غیر هستی تو در میانه نیست حجاب
حسین دیدهٔ دیداربین به دست آور
که برگرفت حبیب از جمال خویش نقاب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.