راز سخن

بخش ۱۷

پس نماید عروج را آهنگ

پس نماید عروج را آهنگ
آن نخستین که می پذیرد رنگ
اسم و نامش ز جمع اسما شد
جامع صورت و هیولا شد
می شود، چون سترد داغ کلف
متشخّص به صورت اشرف
اغتذا و نمو پدید آید
آن تخصص چو بر مزید آید
حس و جنبش شود هم آغوشش
گه شرنگش دهند و گه نوشش
هم از آنجا چو ره گرا گردد
صورتش عین مدّعا گردد
نطق پیدا کند که انسان شد
نوع افضل ز جنس حیوان شد
حدّ انسان رهی ست دور و دراز
دایر اندر حقیقت است و مجاز
فرق هر فرد تا به فرد دگر
کم نباشد ز بعد خیر از شر
تا به جایی رسد که شاد شود
صاحب عقل مستفاد شود
کاملان انتهای معراجند
تارک افتخار را تاجند
شد وجود ابتدا به فعل و همان
منتهی شد به فعل در سیران
افضل اول بود نفوس نزول
در عروج اولین بود مفضول

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.