راز سخن

شمارهٔ ۳۴۳

شکیبایی بود کار دلم، با گرمی خویی

شکیبایی بود کار دلم، با گرمی خویی
نمی گردد کباب من، ز پهلویی به پهلویی
سری آن زلف دارد با کف پای نگارینش
رخ اخلاص می ساید، به آتشخانه هندویی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.