راز سخن

شمارهٔ ۳۳۸

می رود صید دلم، سخت کمانی در پی

می رود صید دلم، سخت کمانی در پی
نیم جانی به لب و آفت جانی در پی
این چه آیین خرام است نگارا که تو راست؟
سرگران می گذری، دل نگرانی در پی
یا رب از چشم بد خلق گزندت مرساد
چشم من، می روی و چشم جهانی در پی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.