راز سخن

شمارهٔ ۳۳۱

دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های

دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های
ای دل، بزن از سینه صفیری به اثر، های
بر بوم و برم تاخته سیلاب حوادث
از خانه خرابان توام، های هنر، های
آرام وطن گر سفری شد، عجبی نیست
ما را که چو دل، رفته عزیزی به سفر، های

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.