شمارهٔ ۳۲۵
ای خطِّ لب یار، نمایان شده باشی
ای خطِّ لب یار، نمایان شده باشی
خضر رَهِ سرچشمه ی حیوان شده باشی
پر می زند از شوق، تذرو مژه ی او
در دیده ی هرکس که خرامان شده باشی
تنها، نه همین آینه حیران تو باشد
دانم که تو هم زآینه حیران شده باشی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.