شمارهٔ ۳۰۶
مستی فزوده است تو را، در بر آینه
مستی فزوده است تو را، در بر آینه
عکس لبت شراب بود، ساغر آینه
حیرت به جاست، پیش تو گر رفته ام ز خویش
مانده ست یادگار، ز اسکندر آینه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.