راز سخن

شمارهٔ ۲۸۷

ز دل برخاست شوری، دیدهٔ داغ درون روشن

ز دل برخاست شوری، دیدهٔ داغ درون روشن
گرفتم جای مجنون، چشم صحرای جنون روشن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.