راز سخن

شمارهٔ ۲۸۴

چو سایه در قدم سرو خوش خرام توام

چو سایه در قدم سرو خوش خرام توام
ز خویش و از همه آزاده ام، غلام توام
ز داغ عشق، کشیدم پیاله چون خورشید
غم خمار ندارم، که مست جام توام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.