شمارهٔ ۲۶۵
قناعت چون گهر، با ساغر و مینای خودکردم
قناعت چون گهر، با ساغر و مینای خودکردم
چو چشم خوش نگاهان، مستی از صهبای خود کردم
نمی آید ز رشک، از سینه تا لب هرگز آوازم
دلم هر شیونی می خواست در صحرای خود کردم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.