شمارهٔ ۲۵۷
غبار گشتم و سرگشته وار می گردم
غبار گشتم و سرگشته وار می گردم
هنوز گرد سر انتظار می گردم
به این فسردگی، از هجر گلعذارانم
اگر خزان بگذارد، بهار می گردم
ترحمی،که چو پروانه ی برون از بزم
به گرد کوی تو، امّیدوار می گردم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.